درسنامه آموزشی زیست شناسی (1) کلاس دهم رشته تجربی
فصل 3- گفتار ۱: ساز و کار دستگاه تنفس در انسان
نفس کشیدن، یکی از ویژگیهای آشکار در بسیاری از جانوران است. اما آیا در همۀ جانوران به یک شکل انجام میشود؟ هدف از آن چیست؟
در ذهن بسیاری ازما، نفس کشیدن به معنای زنده بودن است. برای تشخیص اینکه آیا فردی زنده است یا نه، غالباً نگاه میکنیم که آیا نفس میکشد یا خیر. به نظر میرسد این فرایند، کاری حیاتی را برای ما انجام میدهد. اما این کارِ حیاتی چیست؟
هوای آلوده به کدام بخش دستگاه تنفسی آسیب میرساند؟ افرادی که به دخانیات روی میآورند، چگونه به بدن خود آسیب میرسانند؟ اینها فقط بخشی از پرسشهایی است که پاسخ آنها را با مطالعۀ این فصل به دست خواهیم آورد.
چرا نفس میکشیم؟
ارسطو، معتقد بود که نفس کشیدن باعث خنک شدن قلب میشود. او نمیدانست که هوا خود مخلوطی از چند نوع گاز است. بنابراین هوای دمی و باز دمی را از نظر ترکیب شیمیایی یکسان میدانست. اما آیا واقعاً چنین است؟
مقایسۀ هوای دمی و بازدمی نشان میدهد که این دو هوا با هم متفاوتاند. هوای دمی، اکسیژن بیشتری دارد امّا در هوای بازدمی، کربن دیاکسید نسبت به هوای دمی بیشتر است. بنابراین، اهمیت فرایند تنفس از آنچه که ارسطو میپنداشت فراتر است. درک این اهمیت، زمانی ممکن شد که آدمی توانست ارتباط دستگاه تنفس و دستگاه گردش خون را بیابد.
دستگاه گردش خون، خون را از اندامهای بدن جمعآوری میکند و به سوی ششها میآورد. این خون که به خون تیره معروف است اکسیژنِ کم، اما کربن دیاکسیدِ زیادی دارد. در ششها خون، کربن دیاکسید را از دست میدهد و از هوا اکسیژن میگیرد و به خون روشن تبدیل میشود. خون روشن توسط دستگاه گردش خون به اندامها و یاختهها فرستاده میشود (شکل 1). به این ترتیب، همواره به یاختههای بدن، اکسیژن میرسد و کربن دیاکسید از آنها دور میشود. اما این کار چه ضرورتی دارد؟
در فصل قبل دیدیم که یاختهها چگونه مواد مغذی را بهدست میآورند. انرژی مواد مغذی، مثل گلوکز، باید ابتدا به انرژی ذخیره شده در ATP تبدیل شود. واکنش خلاصه شدهٔ این تبدیل، به این صورت است:
ATP + آب + کربن دیاکسید $\to $ ADP و فسفات + اکسیژن + گلوکز
این واکنش که تنفس یاختهای نام دارد، علت نیاز به اکسیژن را توجیه میکند. اما کربن دیاکسید چرا باید دور شود؟ یکی از علل زیان بار بودن کربن دیاکسید این است که میتواند با آب واکنش داده، کربنیک اسید تولید کند و pH راکاهش دهد. این تغییر pH باعث تغییر ساختار پروتئینهـا میشود که میتواند عملکرد پروتئینها را مختل کند. از آنجا که بسیاری از فرایندهای یاختهای را پروتئینها انجام میدهند؛ ازبین رفتن عملکرد آنها اختلال گستردهای را در کار یاختهها و بافتها ایجاد میکند. در واقع، افزایش کربن دیاکسید، خطرناکتر از کاهش اکسیژن است.
فعّالیت (صفحهٔ 35 کتاب درسی)
آیا هوای دمی با هوای بازدمی متفاوت است؟
پژوهشهای دانشمندان در ابتدا، وجود سه گاز نیتروژن، اکسیژن و کربن دیاکسید را در هوا نشان داد. در این آزمایش، هوای دمی و بازدمی را از نظر مقدار نسبی کربن دیاکسید بررسی میکنیم. اما چگونه میتوان مقدار کربن دیاکسید را در هوا تشخیص داد؟
برای انجام این آزمایش میتوان از محلول آب آهک (بیرنگ) یا برم تیمول بلو رقیق (آبی رنگ) که معرّف کربن دیاکسید هستند استفاده کرد. با دمیدن کربن دیاکسید به درون این محلولها،آب آهک شیری رنگ و برم تیمول بلو، زرد رنگ میشود.

1) دستگاه را مطابق شکل سوار کنید. انتهای لولۀ بلند را درون محلول و انتهای لولۀ کوتاه را در بالای محلول قرار دهید.
2) به آرامی از طریق لولۀ مرکزی، عمل دم و بازدم را انجام دهید. در هنگام دم، در کدام ظرف، حباب هوا مشاهده میشود؟ هنگام بازدم چطور؟
هنگام دم، از انتهای لوله بلند داخل ظرف (الف) هوا خارج میشود و هنگام بازدم، از انتهای لوله بلند داخل ظرف (ب) حباب خارج میشود.
3) دم و بازدم را ادامه دهید تا رنگ معرّف در یکی از ظرفها تغییر کند. آن را یادداشت کنید.
تغییر رنگ در ظرف (ب) مشاهده میشود.
4) چند دقیقۀ دیگر نیز به دم و بازدم ادامه دهید و تغییرات بعدی رنگ را در هر دو ظرف مشاهده، و یادداشت کنید.
با گذشت زمان تغییر رنگ در ظرف (الف) مشاهده میشود.
5) اکنون به پرسشهای زیر پاسخ دهید:
الف) چرا هوای دمی، به یک ظرف و هوای بازدمی، به ظرف دیگر وارد میشود؟
انتهای لوله بلند متصل به لولهی مرکزی، داخل مایع ظرف (ب) قرار دارد. بنابراین هنگام دَم، مایع بر اثر مکش ایجاد شده وارد این لوله میشود و هوا از لوله کوتاه متصل به لوله مرکزی وارد میشود. البته این هوا از خارج از طریق لوله بلند ظرف (الف) وارد این ظرف میشود. هنگام بازدَم هوای ظرف (الف) راهی برای خروج ندارد. پس هوای زیادی وارد این ظرف نمیشود؛ در حالی که هوا از طریق لوله بلند وارد مایع ظرف (ب) شده و در نهایت به وسیله لوله کوتاه ظرف (ب) خارج میشود.
ب) نخست در کدام ظرف تغییر رنگ مشاهده کردید؟
ظرف (ب)، زیرا هوای دمی ابتدا وارد محلول (ب) شد.
پ) آیا معرّف در هر دو ظرف سرانجام تغییر رنگ داد؟ این موضوع چه چیزی را برای ما روشن میکند؟
بله هوای بازدمی به ظرف (الف) نیز وارد میشود البته به مقدار کم. این هوا مستقیماً وارد مایع نمیشود و تنها با سطح آن تماس مییابد در نتیجه تغییر رنگ کندتر و به صورت تدریجی انجام میشود.
بخشهای عملکردی دستگاه تنفس
از نظر عملکرد، میتوان دستگاه تنفس را به دو بخش اصلی به نامهای بخش هادی و بخش مبادلهای تقسیم کرد.
بخش هادی
بخش هادی، از مجاری تنفسیای تشکیل شده است که هوا را به درون و بیرون دستگاه تنفسی هدایت میکنند و آن را از ناخالصیها، مثل میکروبهای بیماریزا و ذرات گرد و غبار، پاکسازی و نیز، گرم و مرطوب میکنند تا برای مبادلۀ گازها با خون آماده شود. از بینی تا نایژک انتهایی به بخش هادی تعلق دارد.
ابتدای مسیر ورود هوا در بینی، از پوست نازکی پوشیده شده است که موهای آن، مانعی در برابر ورود ناخالصیهای هوا ایجاد میکند. با پایان یافتن این پوست، مخاط مژکدار در بینی آغاز میشود که در سراسر مجاری هادی ادامه پیدا میکند. این مخاط، یاختههای مژکدار فراوان و ترشحات مخاطی دارد. در این ترشحات مواد ضد میکروبی وجود دارد (شکل 2).
ترشحات مخاطی، ناخالصیهای هوا را ضمن عبور به دام میاندازد. مژکها با حرکت ضربانی خود، ترشحات مخاطی و ناخالصیهای به دام افتاده در آن را بهسوی حلق میرانند. در آنجا یا به دستگاه گوارش وارد شده، شیرۀ معده آنها را نابود میکند یا به خارج از بدن هدایت میشوند.
ترشحات مخاطی، هوا را مرطوب میکنند. مرطوب کردن هوا برای تبادل گازها ضرورت دارد. گازهای تنفسی تنها در صورتی که محلول در آب باشند، میتوانند بین ششها و خون مبادله شوند.
در بینی، شبکهای وسیع از رگهایی با دیوارۀ نازک وجود دارد که هوا را گرم میکند. این شبکه به سطح درونی بینی بسیار نزدیک است، بنابراین آسیبپذیری بیشتری دارد و آسانتر از دیگر نقاط، دچار خونریزی میشود.
هوا با عبور از بینی، دهان، یا هر دو، به حلق وارد میشود (شکل 3). حلق، گذرگاهی ماهیچهای است که هم هوا و هم غذا از آن عبور میکند. انتهای حلق به یک دو راهی ختم میشود. در این دو راهی، حنجره در جلو و مری در پشت قرار دارد.
حنجره در ابتدای نای واقع است و در تنفس، دو کار مهم انجام میدهد. یکی آنکه دیوارۀ غضروفی آن، مجرای عبور هوا را باز نگه میدارد و دیگر آنکه درپوشی به نام برچاکنای (اپیگلوت) دارد که مانع ورود غذا به مجرای تنفسی میشود.
دیوارۀ نای، حلقههای غضروفی شبیه به نعل اسب یا حرف C دارد که مجرای نای را همیشه باز نگه میدارند (شکل 4). دهانهٔ غضروف (دهانۀ حرف C) به سمت مری قرار دارد. در نتیجه حرکت لقمههای بزرگ غذا در مری با مانعی روبهرو نمیشود. ساختار دیوارهٔ نای در شکل 5 نشان داده شده است.
1-پیوندی 2- غضروفی ماهیچهای 3- زیر مخاط 4- مخاط
نای، در انتهای خود، به دو شاخه تقسیم میشود و نایژههای اصلی را پدید میآورد. هر نایژۀ اصلی به یک شش وارد شده، در آنجا به نایژههای باریکتر تقسیم میشود (شکل 6). همچنان که از نایژۀ اصلی به سمت نایژههای باریکتر پیش میرویم، از مقدار غضروف کاسته میشود. انشعابی از نایژه که دیگر غضروفی ندارد، نایژک نامیده میشود.
به علت نداشتن غضروف، نایژکها میتوانند تنگ و گشاد شوند. این ویژگی نایژکها به دستگاه تنفس امکان میدهد تا بتواند مقدار هوای ورودی یا خروجی را تنظیم کند. آخرین انشعاب نایژک در بخش هادی، نایژک انتهایی نام دارد.
به علت نداشتن غضروف، نایژکها میتوانند تنگ و گشاد شوند. این ویژگی نایژکها به دستگاه تنفس امکان میدهد تا بتواند مقدار هوای ورودی یا خروجی را تنظیم کند. آخرین انشعاب نایژک در بخش هادی، نایژک انتهایی نام دارد.
بخش مبادلهای
بخش مبادلهای، با حضور اجزای کوچکی به نام حبابک مشخص میشود (شکل 7). نایژکی را که روی آن حبابک وجود دارد، نایژک مبادلهای مینامیم. نایژک مبادلهای در انتهای خود به ساختاری شبیه به خوشۀ انگور ختم میشود که از اجتماع حبابکها پدید آمده است. هر یک از این خوشهها را یک کیسۀ حبابکی مینامند.
مخاط مژکدار در طول نایژک مبادلهای به پایان میرسد، بنابراین در محل حبابکها، این مخاط وجود ندارد.
در حبابکها، گروهی از یاختههای دستگاه ایمنی بدن به نام درشتخوار (ماکروفاژ) مستقر شدهاند (شکل 8). این یاختهها، باکتریها و ذرات گرد و غباری را که از مخاط مژکدار گریختهاند نابود میکنند. درشتخوارها یاختههایی با ویژگی بیگانهخواری و توانایی حرکتاند. این یاختهها، نه فقط در کیسههای حبابکیِ ششها، بلکه در دیگر نقاط بدن نیز حضور دارند.
هنگام نفس کشیدن، حجم کیسههای حبابکی تغییر میکند. لایۀ نازکی از آب، سطحی از حبابک را که در تماس با هواست پوشانده است؛ بنابراین حبابک بهعلت وجود نیروی کشش سطحی آب، در برابر باز شدن مقاومت میکند. مادهای بهنام عامل سطح فعال (سورفاکتانت) که از بعضی یاختههای حبابکها ترشح میشود، با کاهش نیروی کشش سطحی، باز شدن حبابکها را آسان میکند (شکل 9). در بعضی از نوزادانی که زودهنگام به دنیا آمدهاند، عامل سطح فعال به مقدار کافی ساخته نشده است و بنابراین به زحمت نفس میکشند.
اطراف حبابکها را مویرگهای خونی فراوان، احاطه کردهاند و به این ترتیب، امکان تبادل گازها بین هوا و خون فراهم شده است (شکل 10).
دیوارۀ حبابک از دو نوع یاخته ساخته شده است. نوع اوّل، سنگفرشی و فراوانتر است. نوع دوم، با ظاهری کاملاً متفاوت، به تعداد خیلی کمتر دیده میشود و ترشح عامل سطح فعال را بر عهده دارد (شکل 11). درشتخوارها را جزءِ یاختههای دیوارۀ حبابک، طبقهبندی نمیکنند.
برای اینکه اکسیژن و کربن دیاکسید بین هوا و خون مبادله شوند، این مولکولها باید از ضخامت دیوارۀ حبابکها و دیوارۀ مویرگها عبور کنند. هر دو دیواره، از بافت پوششی سنگفرشی یک لایه ساخته شدهاند که بسیار نازک است. در جاهای متعدد، بافت پوششی حبابک و مویرگ هر دو غشای پایۀ مشترک دارند؛ درنتیجه مسافت انتشار گازها به حداقل ممکن رسیده است (شکل 11).
حمل گازها در خون
کار دستگاه تنفس با همکاری دستگاه گردش خون، کامل میشود. خون، اکسیژن را به یاختهها میرساند و کربن دیاکسید را از آنها میگیرد و به سمت ششها میآورد تا از بدن خارج شود.
با توجه به اینکه بخش اندکی از این گازها بهصورت محلول در خوناب جابهجا میشوند، بنابراین به سازوکارهای دیگری برای حمل این مولکولها در خون نیاز است.
گویچۀ قرمز سرشار از هموگلوبین است. غلظت اکسیژن خونی که از قلب به ششها میرود، کمتر از غلظت اکسیژن در هوای حبابکها است؛ در نتیجه در ششها اکسیژن به هموگلوبین میپیوندد و در مجاورت بافتها، که غلظت اکسیژن بهعلت مصرف شدن توسط یاختهها کاهش یافته است، اکسیژن از هموگلوبین جدا و به یاختهها داده میشود. پیوستن کربن دیاکسید به هموگلوبین و یا گُسستن از آن نیز تابع غلظت کربن دیاکسید است. در بافتها، کربن دیاکسید به هموگلوبین متصل و در ششها از آن جدا میشود.
کربن مونوکسید، مولکول دیگری است که میتواند به هموگلوبین متصل شود با این تفاوت که وقتی متصل شد، به آسانی جدا نمیشود. محل اتصال این مولکول به هموگلوبین، همان محل اتصال اکسیژن است. بنابراین کربن مونواکسید با اتصال به هموگلوبین، مانع پیوستن اکسیژن میشود و چون به آسانی جدا نمیشود ظرفیت حمل اکسیژن را در خون کاهش میدهد. این وضعیت ممکن است چنان شدید باشد که به مرگ منجر شود. از این رو کربن مونواکسید گازی سمی به شمار میرود. تنفس این گاز باعث مسمومیت میشود و به گاز گرفتگی شهرت دارد.
بیشترین مقدار حمل اکسیژن در خون به وسیله هموگلوبین انجام میشود؛ اما هموگلوبین در ارتباط با حمل کربن دیاکسید نقش کمتری دارد.
بیشترین مقدار کربن دیاکسید بهصورت یون بیکربنات در خون حمل میشود. در گویچۀ قرمز، آنزیمی به نام کربنیکانیدراز هست که کربن دیاکسید را با آب ترکیب میکند و کربنیکاسید پدید میآورد. کربنیکاسید به سرعت به یون بیکربنات و هیدروژن تجزیه میشود. یون بیکربنات از گویچه قرمز خارج و به خوناب وارد میشود. با رسیدن به ششها، کربن دیاکسید از ترکیب یون بیکربنات آزاد میشود و از آنجا به هوا انتشار مییابد.